يك احساس
البته واسه من كه به هيچ نوع فيلم ديگه به علت ضيغ وقت دسترسي ندارم .
باز هم بماند كه همه فيلمهاشم قابل ديدن نيستند اول بخاطر اينكه من 1-2 ساعت در روز وقت آزاد تماشاي فيلم ندارم ثانياً تو همون 2 ساعت هم شايد بخت من بخوره به يك فيلم آشغال .
بگذريم ديشب يك فيلم تقريباً كمدي رومانتيك ديدم . پر بود از صحنه هاي ناب احساسي
ابداً فيلم صحنه داري نبود قصه ابداً تو حال و هواي رومانتيكي نبود و شخصيتها ابداً احساساتي نبودن يك زن و شوهر عادي مثل توم اونهائي كه آدم دورو برش ميبينه
ولي فيلم سواي صحنه هاي كمديش شديداً پر بود از لحظات عاشقانه و احساساتي به طوريكه بعد از تموم شدنش از شدت گريه به هق هق افتاده بودم .
نميدونم خوشبختانه يا متاسفانه من آدم احساساتي هستم . يعني به قول معروف اشكم دم مشكمه و چون يك كمي مريضم ( قبلاً گفته بودم ) و دكتر هم بهم توصيه اكيد كرده كه نبايد دچار هيجانات روحي بشم سعي ميكنم خيلي كم خودمو در معرض اينجور شرايط قرار بدم .
ولي خوب گاه گداري واسه آدم لازمه كه روحشو صيقل بده .
شايد خنده دار باشه كه فيلم ديدن هم بتونه احساس آدمو زنده كنه ولي براي من اينطوره بعضي آدمها واسه اينكه خودشون زندگيشون عشقشون دچار روزمرگي نشه نياز دارن به يك تلنگر حالا اين تلنگر ميتونه هر چيزي باشه واسه منم يك لحظه ناب از فيلم شايد ...
پ .ن : اين ها رو خيلي بي ربط واسه دلم نوشتم .